|
ديدبان
یکی از فرماندهان عملیات در خاطرات خود میگوید: «به شریف مطوری گفتم سریع حرکت کنیم و آخرین حد خطوط خودمان را شناسایی کنیم. خط هنوز در سه راهی فاو بود. نیروها داشتند میجنگیدند. تیرهای برق کنار جاده، توجهم را جلب کردند. دیدم برای دیدهبانی مناسب هستند. یک دستگاه دوربین 20×120 پیدا کردم و برگشتم به آخرین نقطهای که بچهها بودند. بالای یکی از تیرهای برق، دوربین را مستقر کردم. به شریف مطوری گفتم: میروی بالا. با خودت پتو یا چیز دیگری هم نمیبری. فقط یک تخته میبری و آن جا مینشینی و دوربین را مستقر می¬کنی. یک وقت کاری نکنی که معلوم بشود یک شی بالای دکل است و قضیه لو برود. فقط توجه داشته باش، تا جایی که ما پیش روی میکنیم، تو تا عمق دو الی سه کیلومتری دشمن را در دید داشته باشی. شریف مطوری، صبحها قبل از روشن شدن هوا میرفت بالای دکل و شبها با تاریکی هوا بر میگشت پایین. او تمام کارهای شخصیاش، مانند خواندن نماز را به سختی و یا مشقت انجام میداد. شریف مطوری مواضع عراقیها را بررسی میکرد؛ سپس اطلاعات دقیقی به فرمانده خود میداد. تحرکات عراقیها توسط شریف مطوری گزارش میشد و بسیجیان با این اطلاعات عراقیها را ناکام میگذاشتند. کار به جایی رسید که حتی یکی دو پاتک آنها هم ناکام ماند. عراقیها مستاصل شده بودند که چرا با پاتک کاری از پیش نمیبرند. بالاخره پس از گذشت چند روز، عراقیها متوجه موضوع شدند. شاید یک دلیلش این بود که ایرانیها تعدادی از دکل را قطع کرده بودند تا هواپیماهای خودی هنگام پرواز در سطح پایین با آنها برخورد نکنند. عراقیها که متوجه دیدبان ایرانیها شده بودند، با تانک و توپخانه، دکل را مورد هدف قرار دادند. بالاخره دکلی که شریف مطوری روی آن بود، هدف قرار گرفت و او بالای دکل به شهادت رسید.
راوی:
منابع: کتاب سرزمين مقدس، موسسه روايت سيره شهداء، ص 237 (با راهیان نور، ص26- 25 (به نقل از کتاب نبرد فاو ،مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
|