|
نمادهای دهلاویه
1. تکاپوی تعالی و عرفان حماسی آیا تاکنون به تماشای عاشقان بیقرار نشستهای که مدام از این منزل به آن منزل در پی معشوق خود میدوند و تا لحظة وصال آرام نمیگیرند ؟ آیا تا به حال انسانی را دیدهای که به جهت درکی درست از هویّتش در تکاپوی تعالی باشد. بگوید، چون مسلمان هستم باید «عالی» باشم؟ هدف او از «عالی» بودن قرارگرفتن در بزرگترین مراکز علمی و غرق شدن در بهرهگیری از جلوههای دلفریب دنیا نبود، پس رهایشان کرد، او میخواست عالی باشد، چون مسلمان بود و مسلم فقط و فقط به جلب رضایت خدا میاندیشد. معشوق چمران خدا بود، و چمران در پیشگاه معشوقش «عالی» بود. او در به در خدایش بود، محبوبی که چمران را به حماسه میخواند. و چمران جان به کف نهاده لبیک به آفریدگاری میگفت که او را از آمریکا به مصر، از مصر به لبنان سپس از لبنان به تهران، از آنجا پاوه و از پاوه به دهلاویهاش کشاند تا در نهایت شهد شیرین شهادت و مدال افتخار آمیز عرفان حماسی را به او اعطا نماید. بیجهت نیست که امام عارفان و مرشد رزمندگان، خمینی بتشکن& در پیام خویش در رثای این عبد نمونة خداوند، شهادت چمران را «شهادتی انسانساز» نامیدند.
2. مقاومت ملّی، اتحاد ملّی و انسجام اسلامی: ادعای وحدت قومی- عربی داشت، شعار و مکتبش پانعربیسم و ناسیونالیسم عربی بود، خود را نجاتبخش امت عرب و سردار قادسیه مینامید، ولی چنان سفّاکانه و ظالمانه بر امت عرب خوزستان به ویژه دشت آزادگان تاخت که از این جهت جنایتکاران تاریخ را رو سفید کرد و صحنههایی دلخراش و زشت از جنایت بر جای گذاشت. اما در مقابل چه زیبا بود جلوههای اتحاد ملی و انسجام اسلامی در کنار مقاومت بومی و محلی، آن روزها فارسهای شیرازی، لرهای خرمآبادی، ترکهای تبریزی و جوانان پاک و دلیر از سایر نقاط کشور را میدیدی که برای دفاع و نجات هموطنان عرب به میدان نبرد وارد شدند و با در اختیار داشتن حداقل توان دفاعی، صحنههای به یاد ماندنی از همبستگی ملی و ایمانی با هموطنان عرب به نمایش گذاشتند، صحنههایی که نبردهای بُستان، دهلاویه، سوسنگرد، هویزه، حمیدیه و چزابه بخشی از آن است. این دلاور مردان برای همیشه عزم و غیرت ملی، همدلی و عطوفت انسانی را معنی کردند.
منبع : کتاب « سرزمین مقدس»، موسسه فرهنگی روایت سیره شهدا، ص 169
|